خرید بک لینک
ساعت هاي طولانيه كه هيچي نخوردم. ديگه مراحل ابتدايي گرسنگي رو گذروندم و سردرد دارم و بدنم سنگينه. دستم رو كه زير پستانم ميبرم ميتونم با انگشتام همه ي استخون و دنده هامو بشمارم. لج كردم با مامان، بابا،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 18:18

http://s6.picofile.com/file/8386937376/Saghi_Golpour.mp3.html

آقای اب تو کی هستی؟

چه شکلیای؟

زندهای؟

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 9:30

من به طرز احمقانهای دارم از تنهایی فرار میکنم. چنگ به هر چیزی میزنم که تنها نباشم. انگار نمیخوام قبول کنم که در نهایت من یه دختر واقعا تنهام و واقعا هیچ دوستی ندارم. حتی هیچ جایی برای حرف زدن. من حتی حرف هم ندارم که بزنم. من هیچی ندارم به جز اشک و اشک و اشک. اگه قطرههای اشک هامو جمع میکردم میتونستم یه دریا درست کنم، برم توش، غرق بشم، بمیرم و دیگه بیرون نیام.

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 9:30

فهميدم. فهميدم. غمچند وقتي طولاني ست كه دارم فكر ميكنم كه چي شد من انقدر منفعل شدم. به چند دليل رسيدم از جمله خواسته اجتماعي از من، دوستان و هزار دليل ديگه اما مهم تر از همه غم و نحوه ي برخورد من با اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 9:30

چيزهاي زيادي از اين رمان كوتاه به ذهنم نمي ايد به جز بي تفاوتي. من قبلا اسم اين حس را كرختي گذاشته ام. شايد اگر تجربه ي حسي كتاب را قبلا به دست نمي آوردم برايم خسته كننده، رقت بار و منفور مينمود. منطقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 9:30

امروز اولین روز کار جدیدم بود. برای چندساعتی انگار دنیا و زمان و مکان پاره شد و من افتادم وسط فیلم کفرناحوم. الان کرختام، بیحس بیحس، متورمم. هفت صبح با کلی نق نق و به زور پا شدم، روز قبلش تا شب آزمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:44

شبیه ماشین زمان فیلم های علمی_تخیلی، مترو برام شده مثل ماشین مکان( یا شاید هم زمان) میرم توی مترو و از یه جایی سردرمیارم که هیچ شباهتی به بقیهی جاهایی که دیدم نداره، مثل قصهها وقتی توی بیابون و گاراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:44

+ بچهها بزرگترین چیزی که تو زندگیتون میشناسین چیه؟

علی اصغر: خدا :)

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:44

من غالبا دوست یا همراه خوبی نیستم. یعنی خیلی لوسم و اگر دهنم رو وا کنم فقط کسشر مفته که از دهنم خارج میشه. خودمم رنج میبرم. هر کلمهای رو که استفاده میکنم بعد احساس میکنم آن کلمه را تلف کردم. حوصله ندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:44

امروز برای چند دقیقه با خودم تصور کردم که مادر شدم و در نهایت به قدری به وجد آمدم که تا به حال این اندازه شعف را تجربه نکرده بودم. گفتم تجربه یادم آمد. من حدودا یک ماه پیش یا شاید هم بیشتر به این نتیجادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:44

چندروز اخیر بود که دائما با خودم غر میزدم که: چرا خیلی وقته من دیگه خوابت رو نمیبینم و حسابی از دست خودم شاکی بودم اما دیشب درست وقتی که دیگه ناامید شده بودم دوباره دیدمت. خیلی خوب بود. خیلی خوب. هرباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:27

فردا تولد فاطمهاس. سومین روز از سومین ماه سومین فصل سال. هر سال همین موقع موقع تبریک تولدش من این تاریخ رو خوشیمن میگرفتم و بهش امید میدادم. امید به آینده و زندگی. امیدی که خودم هم نمیدانم بهش دل ببادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:27

ما داریم روی تردمیل زندگی میکنیم، میدویم ولی به جایی نمیرسیم. سرعت تردمیل رو بیشتر و بیشتر میکنیم به خیال اینکه بهتر میشه، اما هیچ اتفاقی نمیوفته، بیشترتر میکنیم بازم چیزی نمیشه انقدر بیشتر و بیشتر وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:27

نه شهامت خودکشی دارم و نه حوصلهی زندگی رو. مثل درخت خشکیدهی پیرم که فقط یه جوونه رو تنش مونده و امیدش به همون جوونس. دوستی. دوستی تنها چیزیه که برام خسته کننده نیست و هربار از تجربه کردنش لذت میبرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:27

خواب دیدم تمام انسان های جهان مرده اند و جنازه هایشان همراه با لباسی که تنشان بود روی تمام کره ی زمین پخش است و بخش هایی از بدنشان متلاشی بود. خون خشک روی صورتشان پاشیده بود و مگس دورشان جمع شده بود. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شریفی تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:19

صفحه بندی